خرید پستی

    http://www.n-javan.com/aks/sarmaye.gif

     

    ارتباط با ما

    تماس با ما

    درباره ما

    عکسهای مراسمهای موسسه

    آشنایی با کارشناسان موسسه

    شماره پیامک ما

    30006016285212

    لطفا پیغامتان را به شماره بالا پیامک کنید

    موقعیت شما در سایت
    صفحه اصلی
    شمارنده
    آموزش نخبه پروری

    http://www.n-javan.com/aks/kar.jpg

    http://www.n-javan.com/ghatar/125112_313.jpg

     

    Home

    گالری عکسها

    http://www.n-javan.com/aks/click.jpg

    

    قسمت ششم داستان" آپارتمان شما چه کاره است؟" نوشته مهندس علی زارعی که در هفته نامه کسب و کار منتشر می شود

    مقالات و مصاحبه های مهندس علی زارعی (مدیرعامل) - مقالات مهندس زارعی در روزنامه کسب و کار

    خوانندگان محترم می توانند هر هفته داستان "آپارتمان شما چکاره است؟" را در هفته نامه کسب و کار مطالعه نمایند همچنین آموزشهای کارآفرینی مهندس علی زارعی را در برنامه های تفکر خلاق بخش پاتوق خلاق از رادیو گفتگو و برنامه  راهکار رادیو ایران و آموزشهای نخبه پروری را در برنامه مرزهای دانش رادیو گفتگو و برنامه موج دانش رادیو فارس  بشنوید.همچنین میان برنامه کارآفرینی در خانواده روزهای شنبه تا سه شنبه از رادیو فارس برنامه سایبان مهر پخش می گردد

     

    جهت خواندن قسمتهای دیگر داستان اینجا کلیک کنید

     

    قسمت ششم - این داستان هر هفته در صفحه 7 هفته نامه دنیای نوین کسب و کار انتشار می یابد- نویسنده:مهندس علی زارعی

     

    با آغاز صبحی دیگر پروین راهی ساختمان دیگری شد تا تجربه ای جدید بیاموزد.ساختمان اول یک آموزشگاه بود و منشی از پروین خواست در ابتدا راهروها را تمییز کند تا پس از تعطیلی کلاسها به نظافت اتاقها بپردازد.

    _ میتوانم با مدیر شرکت صحبت کنم؟

    _ امروز تشریف نمی آورند

    _ دوست داشتم بیشتر درباره کارتون بدانم چون علاقه مندم برای آینده بچه هام با مشاغل زیادی آشنا بشوم

    _ مدیر امروز شعبه دیگر آموزشگاه هستند چون ما چند شعبه در سطح شهر داریم

    _ اینجا چه کار می کنید؟

    _ اینجا آموزشگاه حسابداری است ، ما به افراد علاقمند آموزشهای پیشرفته ای درباره حسابداری می دهیم و آنها بعد از دریافت این آموزشها در جایی مشغول کار خواهند شد

    _ یعنی هر کس آموزش ببیند جایی استخدام می شود؟

    _ ما یک بخش بازاریابی داریم که با شرکتهای مختلف در تماس هستیم و به همین علت معمولا کسانی که آموزشهای ما را با موفقیت می گذرانند به این شرکتها معرفی می شوند

    _ به نظر شما که اینجا کار می کنید این شغل پردرآمدی؟منظورم تاسیس آموزشگاه حسابداری!

    _من چند سال اینجا هستم ، اول همین یک شعبه را داشتیم و درآمد هم خیلی خوب نبود ولی از وقتی که واحد بازاریابی را راه اندازی کردیم و کاری کردیم کسانی که دوره ها را میگذرانند جهت کار به شرکتهای درخواست کننده معرفی کنیم متقاضی زیاد شد و دو شعبه دیگر هم تاسیس شد و خدا را شکر درآمد خوبی داریم

    _ ممنونم از وقتی که گذاشتید

    پروین همینطور که به نظافت خود ادامه می داد همه افراد مراجعه کننده در آموزشگاه را زیر نظر داشت و اینگونه تصور نمود  که افراد مراجعه کننده از سطوح طبقاتی مختلف جامعه مراجعه میباشند و همه نوع قشری با سنین مختلف به آموزشگاه مراجعه می کنند

    ساختمان بعدی یک خیریه حمایت از معلولین بود.مسئول خیریه از پروین خواست که خیلی سریع اتاق بزرگ را تمییز و آماده نماید

    _ لطفا سریع تر اینکار را انجام دهید چون تا یک ساعت دیگه باید برای چیدمان محصولات در اتاق اقدام کنیم

    _ حتما قربان ، تا یکساعت دیگه تحویل می دهم

    پروین سریعا به تمییز کردن اتاق پرداخت و آنرا تمییز کرد و پس از آن به اتاق مدیریت رفت

    _ خیلی ممنون خانم ، خیلی زحمت کشیدید و لطف بزرگی انجام دادید چون الان باید کارچیدن نمایشگاه را آغاز کنیم ، میتونم خواهش کنم در اینکار هم به ما کمک کنید

    _ چکار باید بکنم؟ میتونید کمی بیشتر راجع کارتون برای من بگویید!

    _ ما یک خیریه مردمی حمایت از کودکان معلول هستیم که هر ماه نمایشگاههایی ترتیب می دهیم و محصولاتی را که اعضا ساخته اند برای فروش به معرض نمایش می گذاریم و فردا هم روز نمایشگاه ماست و کم کم اعضا محصولات خود را می آورند تا آنها را بچینیم

    _ چه چیزهایی درست می کنند؟

    _ اعضای حامی انجمن برخی از محصولات خانگی را مانند خوراکی ها ، پوشاک ، صنایع دستی و ... تولید می کنند و یکبار در ماه در این نمایشگاه می فروشند و سود حاصل را به کودکان معلول تحت پوشش خیریه اختصاص می دهند.برخی از کودکان معلول هم که توانایی ساخت کاردستی دارند محصولاتی را در خانه می سازند و در این نمایشگاه می فروشند

    _ خیلی عالی و خوشحال می شم که به شما در چیدن محصولات کمک کنم

    چند دقیقه بعد اعضای انجمن با محصولات خود آمدند و پروین در چیدن نمایشگاه به آنها کمک می کرد.نکته جالب این بود که اکثر اعضای حامی انجمن خانمهایی بودند که در خانه محصولاتی را تولید می کردند .یک نفر ترشیجات ، یک نفر شیرینی ، یک نفر لباس ، یک نفر لوازم تزئینی و دهها کالای دیگر.پروین ضمن چیدن کالاها با خانمها هم صحبت شد ومتوجه شد این خانمها در بخش مشاغل خانگی مشغول به کار هستند ، خانمها از درآمدهای خود با یکدیگر صحبت می کردند و این کنجکاوی پروین را بیشتر کرد تا اینکه از یکی از خانمها پرسید:

    _ شما از این تولیدات خود درآمدی هم کسب می کنید؟

    _ بله ، البته توی این بازارچه خیریه ما تمام سودمان را به خیریه می دهیم ولی محصولات ما در جاهای دیگر هم فروش می رود و از آن فروشها  درآمد داریم

    _ منظورتان از مشاغل خانگی چیست؟ اینکه می گویید قانون مشاغل خانگی؟ یا وام مشاغل خانگی؟

    _ به هر شغلی که در خانه انجام شود و برای کسی که آن شغل را انجام می دهد درآمدی داشته باشد شغل خانگی می گویند و همه خانمهایی که اینجا هستند چون در خانه کار می کنند به نوعی صاحب یک شغل خانگی هستند و جدیدا قوانین خوبی جهت حمایت از این مشاغل و کسانیکه این شغلها را تاسیس و افرادی را جهت کار کردن آماده می کنند تصویب شده

    _چه جالب ، فکر می کنید من هم میتونم یک شغل خانگی داشته باشم؟

    _ بله میتونید ولی شما چه هنری دارید؟

    _ چه هنری باید داشته باشم؟

    _ خوب هر کسی در یک بخشی وارد می شود ، مثلا بعضی ها خیاطی ، برخی در گلدوزی ، برخی در آشپزی و یا کارهای دیگر

    _ من الان نمی دونم چکار باید بکنم؟ نظر شما چیست؟

    _ خوب تو میتونی به شرکت تعاونی مشاغل خانگی بانوان بیایی و بعدا تصمیم بگیری

    _ این شرکت تعاونی چی؟

    _ همین خانمهایی که الان می بینی اینجا هستند و تعدادی که امروز حضور ندارند ولی صاحب شغل خانگی بودند چند وقت قبل یک شرکت تعاونی تشکیل دادند که از اعضاء و کسانیکه میخواهند شغل خانگی ایجاد کنند حمایت می کنه ، تو باید به اونجا مراجعه کنی ، بگذار شماره تلفن مسئول تعاونی را بهت بگویم

    _ وای .... خیلی لطف می کنید

    پروین شماره تلفن را گرفت و در دفترچه خود یادداشت کرد و با اشتیاق کار خود در ساختمان دوم را به اتمام رسید . هنگام ناهار از زندگی خودش برای خانمها تعریف کرد و همگی گفتند ما به تو کمک خواهیم کرد و شماره هایشان را مبادله کردند.در پایان پروین از خانمها خواست که نکته ای درباره موفقیتشان بگویند که یکی از خانمها گفت دیروز مطلب جالبی را خوندم که ما انسانها چقدر نسبت به فرصتهای خود بی تفاوت هستیم و فشار زندگی گاهی آنقدر زیاد است که بهترین فرصتهای ما از دست می روند مطلب این بود:

    مردی در ایستگاه مترو واشنگتن دی سی روی یک نیمکت نشست و شروع به نواختن گیتار کرد. ماه ژانویه بود و هوا سرد بود. او شش قطعه کامل را به مدت 45 دقیقه نواخت. ساعات اوج شلوغی روز بود و هزاران نفر از مقابل او عبور می کردند درست وقتی بود که بیشتر مردم به محل کار خود می رفتند.بعد از سه دقیقه یک مرد میانسال توجهش به او جلب شد. گام هایش را کند کرد تا صدای آن موسیقی دل انگیز را بشنود اما برای اینکه به موقع به محل کار خود برسد به ناچار دوباره با عجله به راه خود ادامه داد.
    یک دقیقه بعد نوازنده ما اولین دلار خود را بدست آورد. خانمی بدون آنکه سرعتش را کم کند فقط این پول را در داخل کلاه او انداخت و رفت.چند دققه بعد یک نفر به دیوار تکیه داد تا به نواختن او گوش فرا دهد. اما بعد از چند لحظه به ساعت خود نگاه کرد و با عجله حرکت کرد. مشخص بود که او هم دیر کرده است و باید به محل کارش برسد.
    کسی که بیشترین توجه را به او داشت یک پسر بچه 3 ساله بود. مادرش او را می کشید اما او دوباره می ایستاد و به نوازنده نگاه می کرد. بلاخره مادرش او را با یک تکان محکم کشید و با خود برد ولی آن کودک سرش را برگردانده بود و تا جاییکه می توانست به نوازنده ما نگاه می کرد. این صحنه چندین بار تکرار شد و تمام والدین بدون استثنا فرزندان خود را هل می دادند و با زور آنها را با خود می بردند.در طول این چهل و پنج دقیقه فقط شش نفر برای لحظاتی توقف کردند و به او گوش دادند. و در حدود بیست نفر به او پول دادند اما بدون توقف به راه خود ادامه داند. او 32 دلار پول جمع کرد. وقتی که کارش تمام شد و ویلون خود را جمع کرد هیچ کس او را تحسین نکرد هیچکس برایش دست نزد و حتی کسی او را نشناخت.هیچ کس متوجه این حقیقت نشد که این نوازنده کسی نبود جز جاشوا بل. یکی از بهترین نوازنده های ویلون در دنیا. او یکی از پیچیده ترین قطعاتی را که می شد با یک ویلون نواخت با آن ویلون که 3.5 میلیون دلار ارزش داشت اجرا کرد!دو روز قبل از نوزندگی در مترو او در سالنی در بوستون اجرا داشت و به طور متوسط از هر صندلی 100 دلار دستمزد گرفت.کاری که جاشوا انجام داد توسط واشنگتن پست ترتیب داده شده بود جزئی از یک تحقیق اجتماعی از توجه مردم، درک و اولویت های آنها.به طور کلی این تحقیق می خواست مشخص کند: در یک محل عمومی در یک زمان نا مناسب وقتی که همه عجله دارند و همه جا شلوغ است، ما چگونه زیبایی را درک می کنیم؟ آیا برای قدر دانی و تحسین اوج هنر متوقف می شویم؟ آیا در محلی که انتظار آنرا نداریم متوجه استعداد های ناب می شویم؟اما نتیجه این بود که ما متوجه نمی شویم و برای آن توقف هم نمی کنیم حتی وقتی که بهترین نوازنده و موسیقی دان با گرانترین ساز بهترین قطعه ای را که تا به حال نوشته شده است اجرا می کند. حال سئوال اینجاست ما چه چیز های دیگری را در طول روز از دست می دهیم؟فقط برای بو کردن رز ها و بو کردن آنها توقف نکنید بلکه توقف کنید و برای هر چیزی که در این مسابقه بی پایان زندگی از دست می دهید وقت بگذارید.

    ادامه دارد....

    مهندس علی زارعی

     

    جهت خواندن قسمتهای دیگر داستان اینجا کلیک کنید

     

    جهت بزرگنمایی تصویر روی آن کلیک کنید

     

     

    http://www.n-javan.com/aks/kasbokar6.jpg

     

    این داستان هر هفته در صفحه 7 هفته نامه دنیای نوین کسب و کار انتشار می یابد- نویسنده:مهندس علی زارعی

     

     

    جهت خواندن قسمتهای دیگر داستان اینجا کلیک کنید

     

    جهت دیدن  آموزش رادیویی کارآفرینی راهکار  اینجا کلیک کنید

     جهت شنیدن قسمتهای آموزش رادیویی نخبه پروری اینجا کلیک کنید

     

     

    آخرين بروز رساني (جمعه ، 27 ارديبهشت 1392 ، 00:18)

     

    افزودن نظر





    کد امنیتی
    بازنشانی

    آموزش نخبه پروری

     

    اگر می خواهید با راهکارهای مختلف جهت افزایش تولید-بازاریابی-برندینگ آشنا شوید کلیک کنید

    اگر تصمیم به ایجاد کسب و کار جدیدی دارید کلیک کنید

     

     

    محصولات فروشگاه
    پربازدیدترین مطالب
    سرمایه گذاری - استخدام

    شرایط سرمایه گذاری  و اعطای نمایندگی

    http://www.n-javan.com/aks/sarmaye.gif

    آخرین محصولات
    کلیه حقوق سایت متعلق به موسسه رشد خلاقیت نوآوران جوان می باشد